علیعلی، تا این لحظه: 11 سال و 2 ماه و 29 روز سن داره
مسیحمسیح، تا این لحظه: 7 سال و 10 ماه و 12 روز سن داره
سارهساره، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 27 روز سن داره
نی نی وبلاگم.نی نی وبلاگم.، تا این لحظه: 1405 سال و 11 ماه و 16 روز سن داره
بابا حسینبابا حسین، تا این لحظه: 1404 سال و 9 ماه و 6 روز سن داره
مامان زهرامامان زهرا، تا این لحظه: 1406 سال و 23 روز سن داره

روزهای زندگی بچه های من

مامان گاهی عصبانی،،، اکثرا مهربون

صبحانه پارک

صبح جمعه ۱ مرداد قرار بود من برم دنبال مامان جون و ببرمش بیمارستان پیش آقا جون و با بابا برگردیم .ساعت ۶ صبح علی و ساره بیدار شدن و من یهو تصمیم گرفتم با هم صبحانه ببریم بیرون .مسیح را خواب آلود بغل کردم که بذارم تو ماشین .رفتیم تو کوچه و نور به چشمش خورد گفت:« برق کوچه خاموش 🤩🤩» از روزی که رفته بودیم دوچرخه سواری گفته بودید یه روز بریم پارک الفبا ( چون هوا اون روز تاریک شد و قول دادیم که یه روز بیایم )پس صبحانه آش و حلیم بردیم پارک الفبا.  ساره👆داره با موبایلش با دوستش حرف میزنه. ...
21 مرداد 1400
1